دعايم كن.....
مرا بسپار در یادت به وقت بارش باران..
نگاهت گر به آن بالاست
و در رقص دعا قلبت مثال بید می لرزد
دعایم کن..
دعایم کن..
که من محتاج محتاجم...

السلام عليك يااباعبدالله.....
حسین بیشتر از آب
تشنه لبیک بود
اما افسوس که به جای افکارش
زخمهای تنش را نشانمان دادند
وبزرگترین درد او را بی آبی معرفی کردند....
( دکتر شریعتی)
التماس دعا..
او برای همیشه......
آئينه پرسيد که چرا دير کرده اســت
نکند دل ديگري او را اسير کرده است
خنديدم و گفتم او فقط اسير من است
و تنها دقايقي چند تاخير کرده اسـت
گفتم امروز هوا ســــرد بوده اســت
شايد موعد قرار تغييــر کرده اســت
خنديد به سادگيـــم آئينه و گفــت:
احساس پاک، تو را زنجير کرده است
گفتم از عشق من چنين سخن مگوي
گفت: خوابي، سالها دير کرده اســت
در آئينه به خـــود نگاه ميکنــم
آه! عشق تو عجب مرا پير کرده است
راســت گفت آئينه که منتظر نباش
او براي هميشه دير کرده اســت......

شکستند........
قفــــس داران سکوتم را شکستند
دل دائم صــــــبورم را شکســـتند
به جرم پا به پای عشـــــــق رفتن
پــــر و بال عـــبورم را شکسـتند
مــــرا از خـــلوتم بیرون کشـــیدند
چه بی پروا حضورم را شکسـتند
تمـــنا در نگاهـــم مــــوج میــــزد
ولی رؤیـــــای دورم را شکسـتند

اگر چه.....
اگرچه دیدنی نیستم
اما تماشا کن
اگرچه ماندنی نیستم
اندکی بمان
اگرچه هر روز من از گریه ها خالی نیست
هم گریه ام باش
اگرچه دوستت داشتم و نداشتی
دوستم بدار
اگرچه خواب مرگ مرا برده است
صدایم کن
من در آینه سوگند خوردم که تو را نشکنم
وقتی تو آینه را می شکستی ..
